تبليغاتX
بهانه ای برای ادامه ی دوستی ها
دوشنبه دوم مهر 1386

  ۱ مهرباني ممنوع

عشق ممنوع
دست سوزنده مشتاقت را
در نهانخانه جيبت بگذار
تا كه پابند نباشي به كسي دست بدهي
خارهايي هستند كه ز سر پنجه دوست,با سرانگشتانت مي جنگند
دوستي مسخره است
و تو اي دوست ترين
در نهانخانه جيبت بگذار, دست سوزنده مشتاقت را
من و تو
بايد از سلسله بايدها, دستهامان را زنجير كنيم
با زبان دگران لحظه هامان را تفسير كنيم
و نگوئيم كه بازيگر يك قصه معتبريم

كاش ميدانستي
كه نبايد حس كرد,كه نبايد دل بست
در فضايي كه پر از همهمه آدمهاست
من گرفتارترين تنهايم, تو گرفتارترين
دل ما بسته وابستگي است
قصه ماندن ما, طرح يك خستگي است؟!...

 

 

 
نوشته شده توسط وحید.ا در 13:9 | | لينک به اين مطلب
سه شنبه هشتم خرداد 1386
مسابقه
سلام به همه دوستان

دیدم همه دارند جایزه میدن گفتم منم بچه ها رو بی نصیب نذارم .

هرکس این شعر کردی رو درست ترجمه کنه یک دستگاه کمری که تو صندوقش

۲۰۰۰تومان پول نقده بهش تعلق میگیره


ادامه مطلب
نوشته شده توسط وحید.ا در 15:52 | | لينک به اين مطلب
شنبه پنجم خرداد 1386
سلامی دوباره
با سلام خدمت همه دوستان

دوست دارم اولین مطلبم یه شعر باشه تا بعدا ببینیم چی میشه

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط وحید.ا در 0:58 | | لينک به اين مطلب