تبليغاتX
بهانه ای برای ادامه ی دوستی ها
دوشنبه دوم مهر 1386
طرح چند سوال

   مطلب قبلی  نظرات چندی درپی داشت البته در این بین درکنار نظرات سایر دوستان نظری که قابل توجه بود نظر خواننده ی عزیزی بود که به مقایسه دانشگاه علامه و دانشکده فنی پرداخته بود و نظر دوست عزیزم مهدی،آنچه که قصد بیان آن را دارم پاسخ به این نظرات نیست،بلکه سوالاتی است که ذهن من را به خود مشغول ساخته  و برخواسته از این دست نظرات و اوضاع کنونی جامعه است.

...

آیا با خود فکر کرده ایم که چرا رشته حقوق را انتخاب کرده ایم و آیا تاکنون به جایگاه این رشته و قرار گرفتن آن در زیر مجموعه ی علوم انسانی توجه داشته ایم؟ تاکنون به نقش و اهمیت علوم انسانی فکر کرده اید؟چرا در دوران دبیرستان به جای ریاضی فیزیک و تجربی و یا فنی رشته انسانی را انتخاب کردید؟راحت تر بودن ادامه ی تحصیل در این رشته ؟علاقه ؟عدم استعداد در رشته های دیگر؟فکر میکنید مشکلات کنونی جامعه ما چقدر به علوم انسانی مربوط است؟علوم انسانی چه میزان میتواند در رفع مسائل جامعه بکوشد؟و آیا ضعف در علوم انسانی میتواند علتی برای مشکلاتی نظیر بیکاری،فقر اقتصادی و فقر فرهنگی،عقب ماندگی علمی و مصائب سیاسی و مشکلات بین المللی ما باشد؟تاکنون به این نکته توجه  کرده اید که فلاسفه ی ما همه در رشته هایی غیر از علوم انسانی تحصیل کرده اند؟(سروش در داروسازی حسین نصر در فیزیک و ملکیان مکانیک... فلاسفه ی متقذم ما نیز قبل از آنکه فیلسوف باشند یا طبیب بوده اند یا شیمی دان و ستاره شناس...)، راستی اگر سیاستمداران و روسای جمهور و مدیران ما علوم انسانی(علوم اسلامی تفاوت کلی با علوم انسانی دارند) خوانده بودند وضعیت چقدر متفاوت میبود؟

ضعف در علوم انسانی ناشی از چیست؟اساتید؟دانشجویان و کسانی که این رشته ها را انتخاب میکنند؟ضعف در منابع؟برنامه ریزی غلط دولتها و ضعف در سیستم؟در جایی خواندم:«خواندن در رشته های علوم انسانی در ایران با استادان حاضر ما خیلی سهل و ممتنع است. متاسفانه تنها یه سری کتاب مشخص را باید شب امتحان بخوانی تا جامعه شناس بشوی.»آیا براستی «کاستی در علوم انسانی نه تنها موجب سستی فرهنگ می شود بلکه باعث پایین آمدن سطح علوم دیگر نیز می شود.»؟

علت مظلوم واقع شدن رشته های انسانی چیست؟چرا در دوران دبیرستان معمولا کسانی رشته ی انسانی را انتخاب میکردند که امکان انتخاب سایر رشته ها را نداشتند؟ چرا دانش آموزان نخبه ما اکثرا رشته های ریاضی و تجربی را انتخاب میکنند؟در دبیرستان ما که کلاس انسانی شرترین کلاس مدرسه بود!

 

چون تاکنون ما خیری از این رشته ندیده ایم؟ چون انسانی دانان ما اهل عمل نیستند؟نظریه و تئوری فقط به درد کتاب و کلاس می خورد؟انسانی فقط مقداری مطالب کهنه و قدیمی است که به درد حفظ کردن شب امتحان میخورد؟چون پول تو رشته های فنی و مهندسی؟

 

راستی برای بهتر شدن اوضاع چه باید کرد و کی چکار می کنه؟

بهتره  شما هم سوالات خودتون رومطرح کنید تا...

 

 

نوشته شده توسط عباس. ا در 23:43 | | لينک به اين مطلب
دوشنبه دوم مهر 1386

  ۱ مهرباني ممنوع

عشق ممنوع
دست سوزنده مشتاقت را
در نهانخانه جيبت بگذار
تا كه پابند نباشي به كسي دست بدهي
خارهايي هستند كه ز سر پنجه دوست,با سرانگشتانت مي جنگند
دوستي مسخره است
و تو اي دوست ترين
در نهانخانه جيبت بگذار, دست سوزنده مشتاقت را
من و تو
بايد از سلسله بايدها, دستهامان را زنجير كنيم
با زبان دگران لحظه هامان را تفسير كنيم
و نگوئيم كه بازيگر يك قصه معتبريم

كاش ميدانستي
كه نبايد حس كرد,كه نبايد دل بست
در فضايي كه پر از همهمه آدمهاست
من گرفتارترين تنهايم, تو گرفتارترين
دل ما بسته وابستگي است
قصه ماندن ما, طرح يك خستگي است؟!...

 

 

 
نوشته شده توسط وحید.ا در 13:9 | | لينک به اين مطلب