تبليغاتX
بهانه ای برای ادامه ی دوستی ها
دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386
چند تا عکس خوشگیییل
یا هو

 سلام به همگی. اینم اولین پست من تو این وبلاگ

این شما و عک*س های بچه ها ی کلاس به همراه دکتر معتمد نژاد.

                              عکس های بچه ها با دکتر معتمد نژاد

اینم عک*سی از هندونه ای که تو اردو نوش جان کردید با تم و پشت زمینه ی بیجامه ی گل گلی منیژ ه سلطا ن

                               هندونه با پشت زمینه بیجامه منیژه

نوشته شده توسط سعیده.ق.م در 14:10 | | لينک به اين مطلب
جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386
چرند و پرند

ادامه مطلب------>


ادامه مطلب
نوشته شده توسط فرشید.م در 12:6 | | لينک به اين مطلب
پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386
سلام
بچه ها پیش دکتر طایفی رفتم و بعداز درود سلام بسیار برای همگی شما از طرف ایشان به خوابگاه راجع گشتم. 

نوشته شده توسط سلمان.س در 20:20 | | لينک به اين مطلب
چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386
چرند و پرند
سلام

---------->ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط فرشید.م در 11:12 | | لينک به اين مطلب
دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386
مبارزه با مانکن های خیابانی
نوعی مانکن که در حین نمایش لباس اش سرکار و خرید هم می رود. این نوع مانکن نه تنها پول نمی گیرد، بلکه جریمه هم می شود. نوع ثابت آن در داخل مغازه حضور دارد و نوع متحرک آن معمولا در خیابان یا خانه همسایه دیده می شود. کاربرد در جمله: « دو تا مانکن رنگی داشتن توی خیابون می رفتن، گرفتن شون، شدن دو تا عروسک دارا و سارا»

روش های تبدیل یک زن به یک مانکن خیابانی: پوشیدن مانتوی کمی کوتاه تر از حد معمول، پوشیدن پیراهن کمی نازک تر از حد معمول، پوشیدن روسری کمی کوچک تر از حد معمول، پوشیدن شلوار کمی تنگ تر از حد معمول یا چاق شدن بیش از حد قانونی، استفاده از لوازم آرایش بدون قصد رفتن به میهمانی.

روش های تبدیل مانکن خیابانی به خواهر خوب یک روزه: کمی اخم، یک ساعت در خیابان نصیحت می کنیم، بازداشت به مدت یک روز، استفاده از دستمال کاغذی، تلاش برای تغییر شکل بینی و اندازه چشم، دراز کردن هرچیز کوتاه و کوتاه کردن هر چیز دراز.

در دوره هخامنشیان به آنان « مانکان» ( زن طولانی و زیباروی، الواح سنگی تخت جمشید) و در دوره اشکانیان به آنان « مان اشک» ( زن برگزیده و کلاس بالا) و در دوره غزنویان به آنان« مان قیز» ( دختر قرتی عوضی خجالت نمی کشی این چه وضعیه اومدی بیرون؟) می گفتند. در دوره آل بویه به آنان « مان بویان»( زنانی که بوی مشک می دادند و وسمه می کردند گفته شده) در لغه العرب به آنها « نسوان الثابت» ( یعنی زنی که در طول رفتن شتر به بیایان و بازگشت از آن جلوی چادر می ایستاد، لغه العرب گفته شده است.)

در تاریخ بیهقی آمده است: « تا خواست با مانکن به غزا شود، پس کمر و کلاه دو شاخ و کوس و علامت و پنج پیل و آنچه فراخور این باشد از آلت دیگر بتمامی، و کدخدای را ساخت زر و شمشیر حمایل و خلعت بپوشید. و کارها راست کردند چون مانکن ها بدیدند.»( تاریخ بیهقی، ذکر احوال کرمان) و در تذکره الاولیاء آمده است:« از شیخنا نقل است که به سی روز سنگ همی خورد و نان به سگ همی داد، تا شیطان در صورت مانکنی خیابانی از غیب بروی ظاهر شد و گفت: بر من داخل شو، چنان که خدای تو را وعده داد، شیخنا بگفت: no way، عمرا»

شاعر درباره مانکن چنین سروده است
دوبیتی
ای آنکه مانکنی و براندازی
یا موی خویش پشت سراندازی
رفت آنک رفت، آمد اینک آمد
با روی خوش حیله چه می سازی؟

(این مطلب دزدی است)خیلی شرمندم

نوشته شده توسط محمد سجاد.ت در 22:2 | | لينک به اين مطلب
دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386
با سلام مجدد
خواستم اولا اولین کسی باشم که پست می زارم.ثانیا افتتاح وب لاگ جدید رو به دوستان تبریک بگم.

هم از دوستامون که واسه گشایش مجدد این وب لاگ زحمت کشیدن تشکر کنم هم........................ بابا بسه من اگه بخام ادامه بدم همین جوری تا صبح باید هم هم بنویسم. خوب در اخر هم میخام هم از دوستان واسه هم کاری مثه قبل یا بیشتر دعوت کنم هم این که از بچه ها خاهش کنم در جهت ادامه این وب وبلاگ یه خورده همه جوره مراعات کنن یه وخ چیزی ننویسن که به مسولین وبلاگ یا به خودشون بر بخوره.

خلاصه خیلی دلم واسه وبلاگ تنگ شده بود اگه بخام همین جوری یه ریز باید ادامه بدم. اما واسه این که می خام حق تقدم داشته باشم تا بچه ها دارن اون ور عکس ای ار دو ۵شنبه رو نیگا میکنن منم پستم  رو میزارم 

نوشته شده توسط فرشید.م در 14:15 | | لينک به اين مطلب